|
زین آتش نهفته که درسینه من است & خورشید شعله ایست که در آسمان گرفت
|
مرغ دل آواز خوان بر بام بود
مشکلاتی بود ولیکن زندگی بر کام بود
شاد بودیم و چه خوش ایام بود
از قضا روزی پدر بیمار شد
هم قدم با دلم بیمار شد
ذره ذره پیش چشمم آب شد
روزهای خوب چه زود نایاب شد
بغض سنگینی گلوم را گرفت
سوخت بابا و دلم آتش گرفت
"آشکار همچو شمعی جان او آرام سوخت
کس چو هرگز بدینسان درد پنهانی نداشت "
عاقبت در نیمه ی ماه خدا
در میان دست هایم جان سپرد
زد لبخندی و رفت سوی خدا ....
بعد از اوچشم های من بارانی است
روز های من همه دلتنگی است
شعر های من همه غمگین شده
هنوز خاطرات شیرینت به یادم هست
هنوز داغ فراقت به جان هست
هنوز دلتنگ روز های با تو بودنم
بابا می شود از خدا خواهشی کنی؟؟
یک شب به خوابم بیایی نوازشم کنی؟
یک شب دوباره مرا صدا کنی
هر شب خاطراتت را مرور میکنم
بغضی و گریه ای و عبور میکنم
خوابم نمی برد همه شب به یاد تو
از مردم شهر همه شب دور میشم
"مجتبی میرزائی"
پ ن 1 : خیلی وقت بود میخواستم یه شعری بنویسم
ولی به قول حافظ "کی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد"
پ ن 2" دلتنگی با مشکل خیلی فرق داره
یا مشکل میشه کنار بیائی ولی دلتنگی نه..نه...نمیشه
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
هلهله ی در آسمان به پا شده
مژده دهید به عاشقان
به گوش می رسد دوباره ربنای عاشقی
ماه خدا رسیده است
باز خدا به بندگان
لطف و عطای بی شمار می دهد
"مجتبی میرزائی"
التماس دعا...
سر سفر ه افطار همدیگه رو دعا کنیم...
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
دل غمگین ز غم آزاد کنم
قفس تنگ دلم را شکنم
بند از بال و پرم باز کنم
تا توانم پر و بالی بزنم
چشم می بندم
چشم می بندم و با دل سفری خواهم کرد
می روم پیش خدا درد و دلی خواهم کرد
روز ها بود که غافل شده بودم از او
باز امشب به سویش نظری خواهم کرد
شب هجران به نزدش سپری خواهم کرد
می زنم بال تا لحظه وصل
کاش معبود قبولم بکند...
رحم بر این دل رنجور بکند
"مجتبی میرزائی"
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
ای کعبه ، بهشت بر تو حسادت دارد
آخـــــــر که علی ، در تـو ولـادت دارد
جز او که توان زاده شدن ، در کعـبه
جز شیر خدا،کیست که سعادت دارد
تا ختم رسل دعوت اسلام شروع کرد
اول نفر ایمان بیاورد، که اطاعت دارد
جز او کی تواند شود همسر زهرا
جز حیدر کرارکه تواند ، که لیاقت دارد
آن شب که کفار شمشیر کشیدند
او رفت به بستر ، که شهامت دارد
در صحنه خندق که اسلام به خطر بود
او رفت به میدان ،که رشادت دارد
با ضربت شمیشر سر کفر جدا کرد
در امت اسلام به جز او، که شجاعت دارد
در جنگ احد یک تنه از یار دفاع کرد
کی ترس ز شمشیر و جراحت دارد
در بین نماز هم کریم است علی
انگشتری می بخشد و مولا چه سخاوت دارد
حق اش گرفتند و علی خانه نشین شد
جز او که لیاقت به خلافت دارد
قاتل او نبود هیچکسی جز عدلش
بس که عادل بود و او عدالت دارد
در هر دو جهان شیعه بود ملت پیروز
چون حید کرار ، علی را به امامت دارد
هرکس که رود راه علی ، راه خدا است
چون راه علی بر ره اسلام حراست دارد
در وصف علی گشته زبانم عاجز
پادشاهی بود آقا که بر دل حکومت دارد
هر کهلبریز بود سینه اش از مهر علی
به خداوند قسم ، حق شهادت دارد
هر که باشد شب و روز به ذکر حبدر
نرود جز به جنت ، که عبادت دارد
"مجتبی میرزائی"
سالروز میلاد با برکت آقا و مولا و مقتدا مون حضرت علی (ع) رو به همه تبریک میگم.
روز مرد هم به همه بابا و مردا تبریک میگم..
برای بابای منم دعا کنیید تا به حق آقام علی بهتر شه...
التماس دعا
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
هوای مدینه امروز ، چقدر دلگیر است
مـــیــان کوچه ، مادرم زمین گیر است
...............
کبودی بازوی دختر پیغمبر
چقدر شبیه ی جای غلاف شمشیر است
...............
مادر ما که جوان بود خدایا ،ولی
چه رفته بر سر او، که این چنین پیر است
...............
در خانه آتش گرفته است و وای
که چقدر این لحظه ها نفس گیر است
...............
میان در و دیوار، چه رفت بر فاطمه
چه شد ،که اولین شهیده غدیر است
...............
حسن جان دست مادر را بگیر محکم ،کآخر
نمی داند به منزل، از کدامین سو مسیر است
...............
خلافت را گرفتید مگر بس نبود؟
چرا به دست های علی زنجیر است
...............
علی به زیر دست و پا افتاده است ببین
شرم بر این مردم ، که سر ها همه زیر است
...............
نه مدینه ، تو را خواب برده است
که گوش های تو از حرف حق ،سیر است
...............
چه شد علی که دیدی و دم نزدی؟؟
که سکوتت ،استخوان گلو گیر است
...............
"مجتبی میرزائی"
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
قسمت ما نیست،جز رنج و عذاب
قــطره بارانـــی نمـی بارد سـحاب
ما ز بـــــــخت بد اسیر افتاده ایم
بی گنه افــــــتاده ایم درمنجـلاب
هر چه گشتیم ، این بیابان را نبود
قطره آبی قسمت ما ، جز سراب
کنج میخانه نشینـیم روز و شب
مونس تنهائی مـا ، شد شراب
آه از این دردی که بر ما می رود
سـاقیــا دریاب این حال خــراب
"مـجـتـبـی مـیـرزائی"
این شعرم شده حال روز و من ....
از جاهای ضربه میخورم که خودم هیچ نقش توش ندارم
یا اگه دارم خیلی کمرنگه.
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
دوباره وقت اخبار رسیده است
و اخبار، چنین است
یک نفر در آمریکا بیکار شده
و قلب آقا از این داغ بیمار شده
وای مردم ،سوریه جنگ شده
بشتابید ، که نه وقت درنگ شده
دارید خبر ، که فلسطین درد می کشد
یا مصر، ز سلطه شیطان چه می کشد؟؟
و باز خبر ست که گوش می دهیم
خبری از درد ایران نیست
اصلا مهم نیست ایران جه می شود
اصلا مهم نیست مردم چه می شوند
اصلا مهم نیست که ایران زلزله شده
اصلا مهم نیست که مدرسه آتش گرفت
وقتی که آتش بر افروخته شد
آن دم که صورتی سوخته شد
آن دم که آه مادر بلند شد
اینها مهم نیست ، به درک، فلسطین چه می شود ؟
لبنان و مصر و یمن ها چه می شود ؟
رسوایی ملک فهد ها چه می شود؟
این هست اخبار ما
خبری نیست ایران
فقط اشاره کوچکی می کنند
بر حسب وظبفه ،دمی کمک می کنند
آن وقت به مردم خبر می دهند
خوب است همه چیز، و هیچ مشکل نیست
هیچ کشوری مثال ما ،عادل نیست
مردم نگاه کنیید، کمک می کنیم...
وقتی که زلزله آمد، خانه را خراب کرد
کانون گرم خانواده را ، سراب کرد
دیگر فقط قاب عکس پدر مانده
دیگر ز برادر فقط ، یاد مانده
مادر، نمی توانی دخترت را نوازش کنی؟؟
اخر بگو به کدام دل ، صورتش ، نگاه میکنی؟؟
آن صورتی که مثل ماه بود
مادر نه ، نمی توانی دخترت را نگاه کنی
آتش ، تو که خانه را گرم می کردی
کاش آنروز،کمی شرم میکردی
به قلب پاکشان رحم می کردی
"مجتبی میرزائی"
این اخبار چند روز اخیریم حسابی حالم رو گرفته
نمیدونم چی بگم
هر چی هم که بگیم همدردی می کنیم به خدا نمیتونیم گوشه ای از دردی که دارند رو احساس کنیم
ولی آه مظلوم هیچ وقت بی پاسخ نمی مونه
ایشالله اون روز رو ببینیم
""انا من المجرمین المنتقمون""
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
ولی ار فعل گناه
نامه اعمالم،همه جایش سیاه
پر ز تزویر و ریا
یا علی، رحم بکن بر دل بیچاره من
دل صد پاره من
جرعه آبی بده ای ساقی کوثر
مددی حضرت حیدر
من به امید شفاعت
به در خانه ی تو آمده ام
باز کن در مولا
پشت در هست گدایی
و به جز کوی تو آقا، ندارد جایی
یا علی جان تو که اوج کرمی
به نمازهم نگین می بخشی
تو که بر دشمن خود هم، عطا می کردی
تو که بر جهل خلایق، دعا می کردی
رفع فتنه از آن امت کوفی
از آن امت کافر، ز خدا میکردی
درد و دل را امیرم، به چاه میکردی
رحم کن بر دل بیچاره من
من شدم شیعه اثنی عشری
یا علی جان تو که خود می دانی
دل پاکی دارم
زخمی و چاک چاکی دارم
یا علی جان، قفل قلبم باز کن
تا توانم ،بار دیگر پر بگیریم سوی تو
آشیانه ام را بسازم کوی تو
"مجتبی میرزائی"
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
وقتی که بیای به تو سجده میکنم
تغییر قبله از سمت کعبه میکنم
به قدومت شهر گلباران می شود
مایه رشک فرشتگان می شود
به تماشای ستارگان نزول میکنند
یه طوافت آفتاب افول میکند
بیا که خوش آمدی ای نگار دیده ام
که خوشتر از وصل تو هیچ ندیده ام
بیا که بهشت من تویی یار شیرینم
بیا که پایبندم به عهد های دیرینم
بیا که هر دم تو را جستجو کنم
بیا جانم که عطر تنت را بو کنم
امشب با خدا گفتگو کنم
از تو نشان بگیریم و آرزو کنم
کاش مثال رویا به خواب بیایی
ابر کنار روی و مهتاب بیایی
چه گویم من سخن ،از داغ هجران
عراقی بهتر از من گفته جانان
""خوشا دردی که درمانش تو باشی
خوشا راهی که پایانش تو باشی ""
"مجتبی میرزائی"
ایشالله که خوشتون بیاد
+ تو این شبها منم دعا کنید...
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
تو این دفتر خاطرات اکثرا لحظات پایانی و اغازین سال مطلب نوشتم...
به یه شعری برخوردم که حدود۶یا ۷سال پیش درباره امام زمان گفته بودم..
البته نمیشه گفت شعر چون وزن زیاد توش رعایت نشده بیشتر میشه گفت دل نوشته
"غم هجران"
ای که نادیده به تو عشق روا می داریم
غم هجران تو ای دوست ،تمنا داریم
صبح ادینه شد امروز در این تدبیرم
که ز عشق تو من ای دوست می برگیریم
مهدیا با غم هجر تو چه باشد چاره
من ز نامت شدم اواره
بارالها کو درمان و طبیب
ای خدایا کی میآید حبیب
از غم هجر تو مهدی چه فریاد کنم
من ز درد عشقت ای جان ،چه بیداد کنم
از سر عشق به صبح جمعه
مثل بلبل نغمه می خوانیم و ندبه
تقدیم به ساحت مقدس آقا امام زمان (عج)
"مجتبی میرزائی"
البته الان که داشتم مینوشتم یه کوچولو اصلاحش کردم
اگه شد از برگه اش یه عکس میگیریم میزارم
..................
اینم یه قسمت از از خاطرات روزمره سال ۸۷
چند لحظه ای بیشتر تا تحویل سال ۸۷ باقی نمونده....
الان سال نو شد...
خدا یعنی میشه امسال خوبی باشه...
خدا یا همین جا از شما میخوام کنکور قبول شم
الان خامنه ای داره شبکه ۲ صحبت میکنه...
خدایا.....
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
یه هفته ای می شد که دنیا اموده بودی و قرار بود بابا بره ثبت احوال برات شناسنامه بگیره.
اسمت رو قرار بود بزاریم میثم.ولی بابام از اون جایی که ادم ساده ای تو ثبت احوال مسولش میگه
چرا اسم یکی از امام ها رو نمیزاری؟
بابام هم مکثی میکنه و میگه بزار مجتبی .![]()
............
ابجیم تعریف می کرد به بار مریض شده بودی و شبها همش از خواب بلند می شدی گریه میکردی![]()
بردیم دکتر گفت سالمه سالمه هیچ مشکلی نداره ...
اینا نمیدونن من چه مشکلی دارم تا اینکه میبرنم پیش یه دعا نویس ![]()
اون میگه یه چیزی تو خونه کم دارید که این کارها رو میکنه
ظاهرا اون موقع تلوزیون خونه خراب شده بود و منم از فراغ اون گریه میکردم![]()
خلاصه تلوزیون درست میشه و منم دیگه شبها گریه نمیکنم...
ولی خدایش قدیما تی وی خیلی بهتر بود... و یه جور های حق داشتم ![]()
....
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
علي مهر جهان آرا ، علي ماه فلك پيما
علي بدر و علي بيضا ، علي نجم و علي اختر
علي در ملك دين حاكم ، امير قائد و قائم
علي بزم و قدر خادم ، ملك عبد و فلك حاكم
علي درياي بي ساحل ، علي غواص بحر دل
علي شاهنشه عادل ، علي سلطان بحر و بر
سفيران نبوت را علي پير و علي مرشد
نكوكاران امت را علي يار و علي ياور
ولايت را علي والي ، نبوت را علي تالي
امامت را علي مخزن ، كرامت را علي گوهر
همه لا و علي الا ، همه عبد و علي مولا
همه اسم و علي معني ، همه جسم و علي جوهر
علي لولاك را تالي ، علي افلاك را والي
علي نه طاق را مركز ، علي آفاق را محور
"ناشناس"
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
دیروز آری گفتیم و امروز عذاب می کشیم
آبـــــی نـــبــود از دور ســـراب می دیدیم
ما وعـــده عـــدل شنیدیم و طعمه شدیم
عـــــمـریـســـت خوابیم و خواب می بینیم
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
سلام
سالروز خجسته میلاد امام حسین (ع) و قمر بنی هاشم (ع) و سید الساجدین امام سجاد (ع) رو به همه مسلمانان و شیعه ها تبریک و تهنینت میگم.

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
من ارادات خاصی به امام علی دارم
بنابرین تصمیم گرفتم یکی از شعر هام که درباره امام علی هست رو بزارم ایشالله شما هم خوشتون بیاد
کاش میشد که شبی
بنده پستی
چو من خوار و ذلیل
زیر ایوان نجف
نادعلی دم بزنم
اسم زیبای علی سر بزنم
و بسویت علیا پر بزنم
و بخوانم دو رکعت نماز حاجت
کاش در سجده آخر بگیرم حاجت
و کنی شاه به سویم نظری
وای اگر از من بیچاره نظر گردانی
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
لحظه چند به ما خندیدند
راز ناگفته ما را ندان هیات
خون مگر نه به ره ما میدند
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
مزن تیشه تو ای فرهاد دیگر
که شیرینت تو را کرده فراموش
شده با دشمن جانت هم آغوش
بزن تیشه به قلب خود که شاید
رود بیرون ز دل افسانه عشق
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
پشت این پرده تاریکی شب
اسرای هست
باید آنجا بروم
من از این خاک و زمین بیزارم
این زمین نیست دگر جای عشق
باید آنجا بروم
زنگی،عشق،وفا شاید آنجا باشد
چه کسی میداند
خانه حضرت دوست
وعده حضرت حق شاید آنجا باشد
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
روزهای زندگی
تکرار خستگی است
تکرار درد و رنج
تکرار بیکسی است
آری چنین بود
این رسم زندگی است
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
پناهگاه دل من جمکران است
دلم خسته ز ظلم این زمان است
چرا مهدی نمی آید خدا یا
که درد عالمی را درمان است
...................................
دلم دیگر ندارد تاب این غم
شده خونینی دلم از ظلم عالم
یکی دارد ز سیری می دهد جان
یکی باشد پی یک لفمه نان
....................................
یا علی ای پرچم عدل خدا
یا علی ای دست حق شیر خدا
شیعیانت جمله بیمار تو اند
اسم اعظم فاتح خیبر گشا
نظر یادتون نره
***نقل شعر فقط با ذکر منبع مجاز است***
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------