زین آتش نهفته که درسینه من است      &  خورشید شعله ایست که در آسمان گرفت
خبری نیست از آیین علی

ز مروت و صفا

ز عدالت و صداقت خبری نیست که نیست

شیعیان را چه شده؟؟؟

شیعه و ظلم و سکوت

نیست در رسم علی

تا کی آخر نزنیم دم ز اجرای عدالت؟

شده خونین دل از این ظلم و جنایت

خون باید بدهیم

باید از جان گذریم

تا به مقصد برسیم

هدف ما دور نیست

پس بلد شو ای دوست  

قلمت را بردار

بنویس آزادی نزدیک است....

لیک به آن شرط که بیدار شوی...

اری ای دوست بیدار شوی ......


این یکی از شعر های قدیمی خودمه  که خیلی دوستش دارم
برچسب‌ها:
خاطره, شعر
+ تــاریـخ دوشنبه بیست و دوم آبان ۱۳۹۱ ساعـت 20:15 به قـلـم امید(مجتبی) |

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------